معانی کلمه : اسنی
لغت نامه دهخدا
اسنی . [ اَ نا ] (ع ن تف ) نعت تفضیلی از سنی . سنی تر. ارفع. بلندتر. عالی تر. اعلی . || روشن تر.
اسنی . [ اِ / اَ ] (اِخ ) شهری است بصعید مصر. (منتهی الارب ). و نسبت بدان اسنانی باشد. رجوع به اسنا شود.
فرهنگ عمید
بلندتر؛ عالیتر؛ رفیعتر.
( آسنی ) "
بلندتر، عالی تر، رفیع تر.
بلندتر، عالی تر، رفیع تر.
فرهنگ معین
(اَ نا ) [ ع . ] (ص تف . ) ۱ - سنی تر، عالیتر، بلندتر، اعلی . ۲ - روشن تر.
فرهنگ فارسی
سنی تر، بلندتر، عالی تر، رفیع تر، وسنی، هوو: نسبت دوزن که یک شوهرداشته باشند
( صفت ) ۱ - سنی تر ارفع عالیتر بلندتر اعلی . ۲ - روشنتر .
شهریست بصعید مصر و نسبت بدان اسنانی باشد .
( صفت ) ۱ - سنی تر ارفع عالیتر بلندتر اعلی . ۲ - روشنتر .
شهریست بصعید مصر و نسبت بدان اسنانی باشد .
گویش مازنی
( آسنی ) /aasni/ افسانه داستان
