Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اسمار

تلفظ بین المللی : /ˈaːsmˈɑr/ تلفظ :‌ ['a:sm'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • آسمار
  • اسماری
  • ارنور اسماراسون
  • اسمارانو
  • اسمارت
  • اسمارت 1
  • اسمارت اوییشن
  • اسمارت را بگیر
  • اسمارت رودستر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اسمار. [ اِ ] (اِ) دوائی است که آنرا مورْد گویند و بعربی آس خوانند.بهترین آن خسروانی است . (برهان ) (انجمن آرای ناصری ). درخت مورْد. (مؤید الفضلاء). آس بری است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویه ). آس . آسمار. رند. مورد. عَمار. قنطس . قیطس .

اسمار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ سَمَر. (دهار). افسانه ها. حکایتها. افسانهای شب . (غیاث ): و بتواریخ و اسمار التفات...

فرهنگ عمید

سمر۲#NAME?

( آسمار ) = آس۲
= سمر۲

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ سَمَر.

فرهنگ فارسی

( آسمار ) درخت مورد مرسین
افسانه ها، حکایتها، جمع سمر
( اسم ) جمع سمر افسانه ها داستانها
دوائی است که آنرا مورد گویند و بعربی آس خوانند . بهترین آن خسروانی است . آس بری است . عمار قنطس قطیس .

کلمات مرتبط

  • آسمار
  • اسماری
  • ارنور اسماراسون
  • اسمارانو
  • اسمارت
  • اسمارت 1
  • اسمارت اوییشن
  • اسمارت را بگیر
  • اسمارت رودستر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات