معنی کلمه : اسم کسی به چیزی دررفتن
اصطلاحات
معنی اصطلاح -> اسم کسی به چیزی دررفتن
به چیزی مشهور شدن
مثال:
اسمش به درست کاری دررفته، اما واقعیت این است که خیلی ها سابقه ی بدی از او دارند.
به چیزی مشهور شدن
مثال:
اسمش به درست کاری دررفته، اما واقعیت این است که خیلی ها سابقه ی بدی از او دارند.
کلمات مرتبط
- به اسم کسی تمام شدن یا دررفتن
- به اسم کسی تمام کردن
- کسی که به حیله دستش برای همه رو شده است
- ادم عاقل با طناب پوسیده کسی به درون چاه نمی رود
- داخل ادم دانستن یا شمردن یا حساب کردن یا به حساب اوردن کسی
- باغ تفرج است و بس میوه نمی دهد به کس
- باید به حرف بزرگترها گوش کرد ( گوش کنی گوش کنیم آدم گوش کند).
- ام کعیبه
- اسم کسی را در لیست سیاه نوشتن
