معانی کلمه : اسم خاص
لغت نامه دهخدا
اسم خاص. [ اِ م ِ خاص ص ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) یا عَلَم. آنست که بر فردی مخصوص و معین دلالت کند: حسن ، جعفر، فریدون ، جمشید، تبریز، شیراز،البرز، دماوند، شبدیز، رخش. و رجوع به عَلَم شود.
فرهنگ فارسی
یا علم آنست که بر فردی مخصوص و معین دلالت کند : حسن جعفر فریدون
