Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اسفنج الذکر

تلفظ بین المللی : /ˈesfandʒ alzˈekr/ تلفظ :‌ ['esfandZ alz'ekR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اسفنج الانثی
  • اسفنج البحر
  • اسفنج التیس
  • حجر الاسفنج
  • حصی الاسفنج
  • حصاه الاسفنج
  • اسفنج اهکی الکاتراز
  • تورتیغه های جسم اسفنجی الت
  • باب اسفنجی شلوارمکعبی البوم زرد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اسفنج الذکر. [ اِ ف َ جُذْ ذَ ک َ ] ( ع اِ مرکب ) اسفنج نر: و الذکر منه [ من الاسفنج ] صلب. ( تذکره ضریر انطاکی ج 1 ص 46 ). و رجوع به اسفنج ( از تحفه حکیم مؤمن ) و ابن البیطار در کلمه اسفنج شود.

فرهنگ فارسی

اسفنج نر

کلمات مرتبط

  • اسفنج الانثی
  • اسفنج البحر
  • اسفنج التیس
  • حجر الاسفنج
  • حصی الاسفنج
  • حصاه الاسفنج
  • اسفنج اهکی الکاتراز
  • تورتیغه های جسم اسفنجی الت
  • باب اسفنجی شلوارمکعبی البوم زرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات