Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ اسطخر

تلفظ بین المللی : /ˈaːstxar/ تلفظ :‌ ['a:stxaR]
لغت نامه دهخدا
  • قاضی اسطخری
  • زمین اسطوره شناسی
  • ستون استخراج
  • عامل استخراج
  • علی اسطرلابی
  • علی اصطخری
  • عنکبوت اسطرلاب
  • لون اسطرخ
  • محصول استخراج
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

اسطخر.[ اِ طَ ] ( اِخ ) اصطخر. بر وزن و معنی استخر باشد وآن قلعه ای است در ملک فارس ، چون در آن قلعه تالاب بزرگی بوده است بنابر آن به این نام اشتهار یافته است.بعضی گویند معرب استخر است. ( برهان ). رجوع به استخرو رجوع بفهرست التفهیم بیرونی شود. || ( اِ ) آبگیر. تالاب. ( برهان ). طرخه. جائی که آب قنات یا چشمه در آن بینبارند و گاه حاجت بمزارع روان کنند.

کلمات مرتبط

  • قاضی اسطخری
  • زمین اسطوره شناسی
  • ستون استخراج
  • عامل استخراج
  • علی اسطرلابی
  • علی اصطخری
  • عنکبوت اسطرلاب
  • لون اسطرخ
  • محصول استخراج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات