معانی کلمه : اسرائیلی
لغت نامه دهخدا
اسرائیلی . [ اِ ] (ص نسبی ) منسوب به اسرائیل . کلیمی . یهودی . موسوی . موسائی . جهود. یهود.
اسرائیلی . [ اِ ] (اِخ ) او راست کتاب الحمیات و آن را موفق الدین بغدادی مختصر کرده است . (کشف الظنون ).
فرهنگ عمید
۱. مربوط به اسرائیل: شهرک های اسرائیلی.
۲. از مردم اسرائیل: پزشک اسرائیلی.
۳. تهیه شده در اسرائیل: تانک های اسرائیلی.
۲. از مردم اسرائیل: پزشک اسرائیلی.
۳. تهیه شده در اسرائیل: تانک های اسرائیلی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به اسرائیل کلیمی یهودی موسوی .
ابوالفضل منجم
ابوالفضل منجم
مترادف و متضاد
israelite (صفت)
عبرانی، اسرائیلی، کلیمی
