کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه استیمار | کلماتور
معانی کلمه : استیمار
تلفظ بین المللی :
/ˌesteimˈɑr/
تلفظ :
[,esteim'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
افریقا استعمار
استثمار
استثمار کردن
استعمار
استعمار طلب
استعمار طلبی
استعمار گرای
استعمارطلب
استعمارطلبی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
استئمار. [ اِ ت ِءْ ] ( ع مص ) رجوع به استیمار شود.
استیمار. [ اِ ] ( ع مص ) استئمار. مشورت کردن. مشاوره. مشورت کردن خواستن. مشاورت کردن خواستن. ( زوزنی ). سگالیدن. با یکدیگر رأی زدن. مؤامرة.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مشورت کردن خواستن با یکدیگر رای زدن .
کلمات مرتبط
افریقا استعمار
استثمار
استثمار کردن
استعمار
استعمار طلب
استعمار طلبی
استعمار گرای
استعمارطلب
استعمارطلبی
نظرات