معانی کلمه : استیل
لغت نامه دهخدا
استیل . [ اِ ] (فرانسوی ، اِ) (از لاتینی ستیلوس ، خنجر) سبک و طرز و اسلوب و شیوه ٔ تحریر و سبک صنعتگران از معمار و حجار و مجسمه ساز و نقاش و غیره .
فرهنگ عمید
نوعی فولاد که در برابر زنگزدگی مقاومت میکند؛ آلیاژ فولادی زنگنزن.
۱. طرز؛ اسلوب؛ سبک؛ شیوه.
۲. نوعی مبل مجلل و دارای کندهکاری و نقوش برجسته، به سبک شاهان قدیم فرانسه.
۱. طرز، اسلوب، سبک، شیوه.
۲. نوعی مبل مجلل و دارای کنده کاری و نقوش برجسته، به سبک شاهان قدیم فرانسه.
نوعی فولاد که در برابر زنگ زدگی مقاومت می کند، آلیاژ فولادی زنگ نزن.
۲. نوعی مبل مجلل و دارای کنده کاری و نقوش برجسته، به سبک شاهان قدیم فرانسه.
نوعی فولاد که در برابر زنگ زدگی مقاومت می کند، آلیاژ فولادی زنگ نزن.
فرهنگ معین
( ~.) [ انگ . ] (اِ.) فولاد ضدزنگ .
( اِ ) [ فر . ] ( اِ.) 1 - شکل ، فرم ، اندازه . 2 - نوعی مبل به سبک قدیم فرانسه . 3 - شیوه ای (معمولاً منحصر به فرد) در انجام مهارت های ورزشی .
دانشنامه آزاد فارسی
اَسِتیل (acetyl)
گروهی آلی، حاصل از حذف عامل هیدروکسیل از اسید اتانوئیک، با فرمول CH۳CO. در حالت آزاد پایدار نیست، اما بنیان (رادیکال) ترکیباتی مانند اَسِتیل کلرید (CH۳COCl) است.
گروهی آلی، حاصل از حذف عامل هیدروکسیل از اسید اتانوئیک، با فرمول CH۳CO. در حالت آزاد پایدار نیست، اما بنیان (رادیکال) ترکیباتی مانند اَسِتیل کلرید (CH۳COCl) است.
wikijoo: استیل
فرهنگ فارسی
طرح، نقشه، طر ، اسلوب، سبک، طرزوشیوه معماری یاحجاری یامجسمه سازی یاگل وبوته سازی
یکی از ادبای نامی انگلستان
یکی از ادبای نامی انگلستان
دانشنامه عمومی
سبک.
مترادف و متضاد
۱. سبک
۲. پولاد، فولاد
style (اسم)
میله، سیاق، خامه، سبک، روش، شیوه، عبارت، سلیقه، قلم، استیل، سبک نگارش، سبک متداول
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
( اِستیل ) استخر
قالو
قالو
