Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ استیزار

تلفظ بین المللی : /ˈastizˌɑr/ تلفظ :‌ ['astiz,AR]
لغت نامه دهخدا
  • استیجاری
  • ملک استیجاری
  • استزاره
  • استیجار
  • خط استیجاری
  • کشاورزی استیجاری
  • استشزار
  • استغزار
  • استیآر
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

استیزار. [ اِ ] ( ع مص )وزارت خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( زوزنی ). فاوزارت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || وزیر کردن. وزیر گردانیدن. ( منتهی الارب ) : مااستوزر الخلفاء مثل یحیی. ( تاریخ بیهقی ). || وزارت کردن. ( منتهی الارب ) ( زوزنی ). || گرد کردن. || بردن. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

  • استیجاری
  • ملک استیجاری
  • استزاره
  • استیجار
  • خط استیجاری
  • کشاورزی استیجاری
  • استشزار
  • استغزار
  • استیآر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات