معانی کلمه : استودان
فرهنگ عمید
محوطه ای روباز، محصور، و معمولاً مرتفع در خارج شهر که زردشتیان استخوان های درگذشتگان خود را پس از متلاشی شدنِ جسد، در آن قرار می دادند، مقبرۀ زردشتیان، دخمه، گورستان.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
ستودان: استخوان دان، دخمه، گورستان، مقبره زردشتیان
استخوان
استخوان
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{astudan/ astodan} [باستان شناسی] گوردخمه ای که تدفین در آن مبتنی بر سنت های دین زرتشت بوده است
