کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : استنتاج کردن
تلفظ بین المللی :
/ˌestentˈɑdʒ kˈardan/
تلفظ :
[,estent'AdZ k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از کتاب استخراج کردن
استخراج کردن
استخراج کردن یا شدن
استنباط کردن
استمزاج کردن
استنتاج
استنتاج دلخواه
استنتاج معکوس
وابسته به استنتاج
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
derive (فعل)مشتق شدن، نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، مشتق کردن، منتج کردن، ناشی شدن ازsubsume (فعل)رده بندی کردن، استنتاج کردن، شامل کردن، استقراء کردنconclude (فعل)خاتمه دادن، بپایان رساندن، منعقد کردن، نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، ختم کردنinduce (فعل)وادار کردن، استنتاج کردن، تحریک شدن، اعوا کردن، تهییج شدنinfer (فعل)استنتاج کردن، حدس زدن، استنباط کردن، اشاره کردن بر، پی بردن بهevolve (فعل)استنتاج کرد...
کلمات مرتبط
از کتاب استخراج کردن
استخراج کردن
استخراج کردن یا شدن
استنباط کردن
استمزاج کردن
استنتاج
استنتاج دلخواه
استنتاج معکوس
وابسته به استنتاج
نظرات