معانی کلمه : استنباط
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
درک کردن مطلبی از مطلب دیگر، دریافتن امری به قوۀ فهم و اجتهاد خود.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) بیرون آوردن چیزی . ۲ - (اِمص . ) ادراک و دریافت معنی و مفهوم چیزی بر اثر دقت و تیزهوشی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
← استنباط آماری
بیرون آوردن چیزی، بیرون آوردن ودرک کردن مطلبی ازمطلب دیگر، دریافتن امری به قوه فهم واجتهادخود
۱ - ( مصدر ) بیرون آوردن چیزی را در آوردن . ۲ - ( اسم ) دریافت معنی و مفهوم چیزی بر اثر دقت و تیزهوشی . جمع : استنباطات . یا قو. استنباط . قو. استخراج حقایق و مطالب .
۱ - ( مصدر ) بیرون آوردن چیزی را در آوردن . ۲ - ( اسم ) دریافت معنی و مفهوم چیزی بر اثر دقت و تیزهوشی . جمع : استنباطات . یا قو. استنباط . قو. استخراج حقایق و مطالب .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
برداشت، درک، دریافت، فهم
فرهنگ فارسی ساره
برداشت، اندریافت، برداشت کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{inference} [آمار] ← استنباط آماری
