Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : استنباط

تلفظ بین المللی : /ˌestenbˈɑt/ تلفظ :‌ [,estenb'At]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • استنباط کردن
  • استنباط اماری
  • استنباط بیزی
  • استنباط آماری
  • استنباط بیزی تبارزایش
  • استنباط بیزی تغییراتی
  • استنباط فراوانی گرایانه
  • استنباط احکام فقهی
  • عدم استنباط قضایا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

استنباط.[ اِ تِم ْ ] ( ع مص ) به آب رسیدن چاه کن. آب برآوردن.( منتهی الارب ). بیرون آوردن آب. ( تاج المصادر بیهقی ).الاستنباط، استخراج الماء من العین ، من قولهم نبط الماء، اذا خرج من منبعه. ( تعریفات جرجانی ). || نبطی شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). نبطی شدن قوم. || بیرون آوردن چیزی. ( منتهی الارب ). طلب ظهور امری کردن. || چیدن. || استنبط الفقیه ؛ اذا استخرج الفقه الباطن بفهمه و اجتهاده. ( منتهی الارب...

فرهنگ عمید

درک کردن مطلبی از مطلب دیگر، دریافتن امری به قوۀ فهم و اجتهاد خود.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) بیرون آوردن چیزی . ۲ - (اِمص . ) ادراک و دریافت معنی و مفهوم چیزی بر اثر دقت و تیزهوشی .

دانشنامه آزاد فارسی

اِستِنباط(در لغت به معنای کشیدن آب از اعماق زمین) و در اصطلاح اصول فقه فهم احکام شرعی از منابع معتبر به طور روشمند از سوی کسی که صلاحیت دارد. به بیان دیگر، استنباط یعنی اجتهاد و به مجتهد مستنبط هم گویند. البته به طور دقیق تر می توان گفت که استنباط، حاصل اجتهاد است، نه خود آن.wikijoo: استنباط...

فرهنگ فارسی

← استنباط آماری

بیرون آوردن چیزی، بیرون آوردن ودرک کردن مطلبی ازمطلب دیگر، دریافتن امری به قوه فهم واجتهادخود
۱ - ( مصدر ) بیرون آوردن چیزی را در آوردن . ۲ - ( اسم ) دریافت معنی و مفهوم چیزی بر اثر دقت و تیزهوشی . جمع : استنباطات . یا قو. استنباط . قو. استخراج حقایق و مطالب .

دانشنامه عمومی

استنباط یا استنتاج به فرایند یافتن و اثبات کردن نتیجه های منطقی از پیش فرض ها یا حقیقت ها گفته می شود. قاعده های استنباط معتبر در علم منطق بحث و بررسی می شوند. استنباط در لغت به معنی «به آب رسیدن چاه کن» است و در اصطلاح به معنی آشکارشدن مجهول است.Wikipedia contributors, "Inference," Wikipedia, The Free Encyclopedia, (accessed January 25, 2015).از نقطه نظری دیگر، استنباط را می توان ابزاری عقلانی دا...

مترادف و متضاد

برداشت، درک، دریافت، فهم

deduction (اسم)قیاس، وضع، استنتاج، استنباط، کسر، نتیجه گیری، پی بردن از کل به جزء یا از علت به معلولpresumption (اسم)جسارت، احتمال، گستاخی، فرض، استنباطcorollary (اسم)فرع، نتیجه فرعی، نتیجه، استنباطfollow (اسم)استنباطelicitation (اسم)استنباط، استخراج...

فرهنگ فارسی ساره

برداشت، اندریافت، برداشت کردن

فرهنگستان زبان و ادب

{inference} [آمار] ← استنباط آماری

کلمات مرتبط

  • استنباط کردن
  • استنباط اماری
  • استنباط بیزی
  • استنباط آماری
  • استنباط بیزی تبارزایش
  • استنباط بیزی تغییراتی
  • استنباط فراوانی گرایانه
  • استنباط احکام فقهی
  • عدم استنباط قضایا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات