استناد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) پشت به چیزی واگذاشتن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). پشت بچیزی بازدادن. پشت بازنهادن بسوی چیزی. ( منتهی الارب ). پشت دادن. || پناه وا ( با، به ) کسی دادن. ( زوزنی ). پناه به کسی بردن. پناه با کسی دادن. ( تاج المصادر بیهقی ): استناداً به ؛ تعویلاً به : به اهتمام دولت و حمایت عزت سلطان اعتضاد و استناد جست. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 273 ). || نسبت کردن بر. برداشتن به کسی. ||...
فرهنگ عمید
تکیه کردن به سند یا مدرک و آن را پشتوانۀ عمل، گفته، یا ادعا قرار دادن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - پشت دادن به چیزی . ۲ - نسبت دادن . ۳ - سند و مدرک نشان دادن .
فرهنگ فارسی
سندقراردادن، پشت دادن وتکیه کردن به چیزی، پشت به چیزی بازدادن ( مصدر ) ۱ - پشت دادن پشت نهادن بسوی چیزی . ۲ - پناه بکسی دادن . ۳ - پناه بکسی بردن . ۴ - نسبت کردن بر برداشتن بکسی . ۵ - سند قرار دادن چیزی را . جمع : استنادات .
دانشنامه عمومی
استناد اصلی ترین ابزار در مطالعات کتاب سنجی به شمار می رود و البته در علم سنجی هم از جایگاهی قابل توجه بهره مند است.در حوزهٔ علوم کتابداری و اطلاع رسانی، ساندیسون عقیده دارد که استناد نشان دهندهٔ تصمیم نویسنده است که می خواهد رابطهٔ میان مدرکی را که دارد تهیه می کند با نوشته ای دیگر نشان دهد. اسمیت نیز مدعی است که رابطهٔ میان مدارک استنادکننده و استناد شونده با استناد نشان داده می شود؛ بنابراین می...
مترادف و متضاد
اتکا، پشتدادن
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] استناد یعنی تکیه دادن و استدلال کردن و از آن به مفهوم نخست در بابهای طهارت، صلات، حج، اطعمه و اشربه و حدود و به مفهوم دوم در سراسر فقه، هم برای اثبات احکام شرعی، هم برای اثبات دعاوی در دادگاه و هم برای اثبات موضوعات احکام سخن رفته است.به قول مشهور، بر نمازگزار واجب است در صورت امکان، در حال قیام بر چیزی تکیه نکند، و در صورت عدم امکان، واجب است بر آنچه او را بر قیام قادر میسازد، مانند ع...