Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : استفراغ

تلفظ بین المللی : /ˌestefrˈɑq1/ تلفظ :‌ [,estefR'Aq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • استفراغ کردن
  • استفراغ اور
  • استفراغ جهنده
  • استفراغ خونی
  • استفراغ آور
  • استفراغ تند بارداری
  • حالت استفراغ
  • داروی استفراغ اور
  • تهوع و استفراغ بعد از بیهوشی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

استفراغ. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) آغاز کردن کاری و سخنی را. || کشتن بچه نخستین شتر و گوسپند را. || توانائی خود در کاری بذل کردن. ( منتهی الارب ). همه توانائی خویشتن کار بستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || فراغت خواستن. ( غیاث ). || ( اصطلاح طب ) خروج فضول از بول و عرق و قی و خروج بلغم. پالایش. مقابل احتباس. تهی شدن تن خواستن از افزونیها که در طبیعت باشد. ( تاج المصادر بیهقی ). تهی شدن بدن از فضلا...

فرهنگ عمید

۱. بالا آوردن غذای خورده شده از معده، قی کردن.
۲. (اسم ) [عامیانه] غذای بالاآورده شده از معده.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . )۱ - فراغت طلبیدن . ۲ - قی کردن .

دانشنامه آزاد فارسی

اِستِفراغ (vomiting)خروج محتویات معده از راه دهان، با فشار. استفراغ علل گوناگونی دارد؛ از آن جمله است تحریک مستقیم معده، درد شدید، سرگیجه، و احساسات. استفراغ طولانی مدت یا مکرر ممکن است علامت نوعی بیماری جدی باشد. از دست رفتن آب، نمک، و اسید بدن در این حالت ممکن است خطرناک باشد.wikijoo: استفراغ...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - فراغت خواستن خواستار فراغت و آسودگی گشتن . ۲ - تهی کردن بدن از فضله ها و افزونیها قی کردن برگردانیدن فضول از راه گلو شکوفه .

دانشنامه عمومی

استفراغ یا هَراش * خروج با فشار محتویات درون معده جانداران از راه دهان و گاه از راه بینی به بیرون است. این محتویات می تواند غذای خورده شده و یا دیگر مواد درون دستگاه گوارش مانند زردآب(صفرا) باشد. هراش یا استفراغ ممکن است به دلیل نوع ماده بلعیده شده (مثلاً غذای فاسد) و یا واکنش مغز به علت وجود تومور،حاملگی،استرس های عصبی و غیره باشد. به حالتی که پیش از استفراغ (هراش) در بیمار ایجاد می شود تهوع (بال...

گویش اصفهانی

تکیه ای: veriǰi
طاری: kand
طامه ای: qey
طرقی: qey / qesyun
کشه ای: estefrâq
نطنزی: qey

مترادف و متضاد

puke (اسم)
قی، استفراغ، رنگ ابی تیره، ابی سیر

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] قی کردن و بیرون آمدن مواد درون معده از راه گلو را استفراغ گویند. از این عنوان در باب های طهارت، صلات، صوم و حدود سخن گفته شده است.به بیرون آمدن مواد درون معده از راه گلو به صورت عمدی یا قهری استفراغ اطلاق می شود.واژه استفراغ در فقهواژۀ استفراغ در تعریف اجتهاد با اضافه به وسع به کار رفته است که مراد، بذل نهایت سعی و تلاش می باشد. گاهی نیز به کلمۀ «رحم» اضافه می گردد که منظور، استبراء رحم...

فرهنگستان زبان و ادب

{vomit , vomiting, emesis} [علوم دارویی] خروج ناگهانی محتویات معده از راه دهان
{vomit , vomitus} [علوم دارویی] محتویات خارج شدۀ معده از راه دهان

کلمات مرتبط

  • استفراغ کردن
  • استفراغ اور
  • استفراغ جهنده
  • استفراغ خونی
  • استفراغ آور
  • استفراغ تند بارداری
  • حالت استفراغ
  • داروی استفراغ اور
  • تهوع و استفراغ بعد از بیهوشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات