استعطاف. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) مهربان گشتن خواستن. ( منتهی الارب ). مهربانی خواستن. ( غیاث ). مهربانی کردن خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ). || مهربان کردن. ( زوزنی ). || استمالت. دل بدست آوردن. ( غیاث ): سیف الدوله از این حالت واقف شد بر عقب او [نوح ] برفت و در استعطاف جانب او و برائت ساحت خویش و تقریر صدق نیت در موالات و مطاوعت مبالغه نمود. ( ترجمه تاریخ یمینی صص 138 - 139 ). شطری از ایناس وحشت و ازا...
فرهنگ عمید
به دست آوردن دل کسی، مهربان شدن، دلجویی.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - مهربانی خواستن . ۲ - دل به دست آوردن .
فرهنگ فارسی
مهربانی وشفقت خواستن، طلب مهربانی کردن، دل بدست آوردن، مهربان شدن ( مصدر ) ۱ - مهربانی خواستن بمهرانگیختن بر سر مهر آوردن طلب مهربانی کردن . ۲ - دل بدست آوردن .