معانی کلمه : استطراد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (ادبی ) در بدیع، خارج شدن شاعر از مطلب و سپس برگشتن به موضوع اول، مانندِ این شعر: حسن تو نادر است در این وقت و شعر من / من چشم بر تو و دگران گوش بر من اند (سعدی۲: ۴۲۷ ) و یا: عشق می ورزم و امّید که این فنّ شریف / چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود (حافظ: ۴۵۷ ).
۲. [قدیمی] بیان کردن مطلب در زمان مناسب.
۲. [قدیمی] بیان کردن مطلب در زمان مناسب.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - از پیش دشمن گریختن و فریفتن او. ۲ - از مطلب دور افتادن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - از پیش دشمن گریختن برای فریفتن او ۲ - شمول خواستن . ۳ - از مطلب دور افتادن . ۴ - گوینده یا نویسنده ضمن مدح یا هجو یا تغزل از مطلب اصلی خارج شود و بمضمون دیگر بپردازد آنگاه باز بمضمون نخستین باز گردد .
