کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : استسباع
تلفظ بین المللی :
/ˌestesbˈɑʔ/
تلفظ :
[,estesb'A?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
استتباع
استباع
استباعه
استرباع
استضباع
استهباع
صان استبان
قابل اتساع
لازم الاتباع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
استسباع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) سکون و بی حرکتی شکاری چون سَبُع بیند. و رجوع به مستسبع شود.
فرهنگ فارسی
سکون و بی حرکتی
کلمات مرتبط
استتباع
استباع
استباعه
استرباع
استضباع
استهباع
صان استبان
قابل اتساع
لازم الاتباع
نظرات