Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : استرنگ

تلفظ بین المللی : /ˈastranɡ/ تلفظ :‌ ['astRang]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • استرنگ سیتی اکلاهما
  • گیلبرت استرنگ
  • استرنگل
  • ارنست جی استرنگلاس
  • اچ ام اس استرنگباو
  • بخش استرنگنس
  • الیوت تامس استرنز
  • سیف اسفرنگی
  • بری اسپرنگر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

استرنگ. [ اَ / اِ ت َ رَ ] ( اِ ) مردم گیاه. یبروح الصنم. ( جهانگیری ). مهرگیاه. یبروح الصنم باشد که در ملک چین روید بصورت مردم و هرکه آنرا بکند بمیرد، لهذا در وقتی که آنرا میجویند حوالی آنرا خالی کنند و سگی گرسنه حاضر کنند ریسمانی بر آن گیاه بندند و سر دیگر بر گردن آن سگ و قدری نان پیش آن سگ اندازند دورتر به آن سگ و سگ به واسطه برداشتن نان زور کند و آن گیاه را بکند فی الحال سگ بمیرد و از این جهت ...

فرهنگ عمید

= مهرگیاه: بی یاد حق مباش که بی یاد و ذکر حق / نزدیک اهل و عقل چه مردم چه استرنگ (سوزنی: ۲۳۴ ).

کلمات مرتبط

  • استرنگ سیتی اکلاهما
  • گیلبرت استرنگ
  • استرنگل
  • ارنست جی استرنگلاس
  • اچ ام اس استرنگباو
  • بخش استرنگنس
  • الیوت تامس استرنز
  • سیف اسفرنگی
  • بری اسپرنگر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات