استرنگ. [ اَ / اِ ت َ رَ ] ( اِ ) مردم گیاه. یبروح الصنم. ( جهانگیری ). مهرگیاه. یبروح الصنم باشد که در ملک چین روید بصورت مردم و هرکه آنرا بکند بمیرد، لهذا در وقتی که آنرا میجویند حوالی آنرا خالی کنند و سگی گرسنه حاضر کنند ریسمانی بر آن گیاه بندند و سر دیگر بر گردن آن سگ و قدری نان پیش آن سگ اندازند دورتر به آن سگ و سگ به واسطه برداشتن نان زور کند و آن گیاه را بکند فی الحال سگ بمیرد و از این جهت ...
فرهنگ عمید
= مهرگیاه: بی یاد حق مباش که بی یاد و ذکر حق / نزدیک اهل و عقل چه مردم چه استرنگ (سوزنی: ۲۳۴ ).