کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه استحجار | کلماتور
معنی کلمه : استحجار
تلفظ بین المللی :
/ˌestehdʒˈɑr/
تلفظ :
[,estehdZ'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
استجاره
استحقار
استیجاری
ملک استیجاری
استحضار
استیجار
خط استیجاری
کشاورزی استیجاری
به استحضار می رساند
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
استحجار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) حجره ساختن. || دلیر گردیدن. ( منتهی الارب ). || سنگ شدن. به سنگ بدل گشتن. بستن خلطی چون سنگ. تحجر. سنگی گرفتن. عظیم سخت شدن .
- استحجار طین ؛ سخت شدن گِل چون سنگ. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ). رجوع به مستحجر شود.
کلمات مرتبط
استجاره
استحقار
استیجاری
ملک استیجاری
استحضار
استیجار
خط استیجاری
کشاورزی استیجاری
به استحضار می رساند
نظرات