معانی کلمه : استاندال
لغت نامه دهخدا
استاندال . [ اِ ] (اِخ ) شهری به آلمان (پروس )، واقع در ساحل اوشت .
استاندال. [ اِ ] ( اِخ ) هانری بیل. نویسنده فرانسوی ، مولد گرِنُبْل ( 1783 - 1842 م. ). نویسنده «شارترز دُپارم » و «روژ اِ نوار» . وی روانشناسی ذکی و دارای روحی احساساتی است.
استاندال. [ اِ ] ( اِخ ) شهری به آلمان ( پروس )، واقع در ساحل اوشت.
استاندال. [ اِ ] ( اِخ ) شهری به آلمان ( پروس )، واقع در ساحل اوشت.
فرهنگ فارسی
شهری به آلمان
