Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : استان

تلفظ بین المللی : /ostˈɑn/ تلفظ :‌ [ost'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • آستان
  • استان ' کبک ' در مشرق کانادا
  • استان ماساچوست
  • استان گرایی
  • آستان بوسی
  • استان بوسی
  • استان دروازه ای
  • استان مازندران
  • استان گلستان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

استان . [ اَ ] (ع اِ) بیخ درخت پوسیده . استن . (منتهی الارب ).

استان . [ اِ ] (ع مص ) بسال قحط درآمدن . در سال قحط درآمدن . (منتهی الارب ). اِسنات . اِجداب .

استان . [ اُ ] (اِخ ) چهار کوره اند ببغداد: عالی و اعلی و اوسط و اسفل ، و هبةاﷲ استانی بن عبدالصّمد منسوب به یکی از آنهاست . (منتهی الارب )....

فرهنگ عمید

بزرگ‌ترین واحد تقسیمات کشور ایران که شامل چند شهرستان است و به‌وسیلۀ یک استاندار اداره می‌شود.

( آستان ) ۱. درگاه.۲. جلو در، کفش کن.۳. [مجاز] دربار و بارگاه: راست شو، تا به راستان برسی / خاک شو، تا به آستان برسی (اوحدی: ۵۶۶ ).۴. مقبرۀ امامان و امام زادگان.۵. [قدیمی، مجاز] در حضور پادشاهان و بزرگان.بزرگ ترین واحد تقسیمات کشور ایران که شامل چند شهرستان است و به وسیلۀ یک استاندار اداره می شود....

فرهنگ معین

( اِ ) (ص .) به پشت خوابیده .

( اَ ) (اِ.) جای خواب ، آرامگاه .

( اُ ) [ په . ] (اِ.)بخشی از کشور که شامل چندین شهرستان می شود.

( آستان ) ( اِ. ) ۱ - درگاه ، پیشگاه . ۲ - کفش کن . (ص . ) ستان ، به پشت خوابیده .( اَ ) (اِ. ) جای خواب ، آرامگاه . ( اِ ) (ص . ) به پشت خوابیده . ( اُ ) [ په . ] (اِ. )بخشی از کشور که شامل چندین شهرستان می شود....

فرهنگ فارسی

( آستان ) ( صفت ) بر پشت خفته ستان .درگه آستانهاستانها کشور ایران را در ۱۳۱۶ ه . ش . به ۱٠ استان واخیرابه ۱۴ استان تقسیم کرده اند ازین قرار: ۱ - استان مرکزی : تهران کرج قزوین دماوند محلات ساوه قم تفرش شهر ری شمیرانات گرمسار وخمین.۲ - استان اول : رشت بندر پهلوی لاهیجان رود سر طوالش فومن زنجان اراک لنگرود رودبار صومعه سرا. ۳ - استان دوم : ساری بهشهر شاهی شهسوار نوشهر بابل آمل گرگان کاشان شاهرود سمنا...

دانشنامه عمومی

آستان. آستان یک روستا در ایران است که در دهستان رودبار (دامغان) واقع شده است. آستان ۳۰۵ نفر جمعیت دارد.فهرست شهرهای ایرانwiki: انگلیسی state، ایسپانیایی Estado، فرانسوی État هم ریشه و با Province در انگلیسی، Prominz در آلمانی و Province در فرانسوی هم معنی است.wiki: فیلم است که در سال ۱۹۹۱ منتشر شد.wiki: استان (فیلم)...

مترادف و متضاد

state (اسم)ایالت، حالت، چگونگی، حال، کشور، جمهوری، استان، دولت، کیفیت، دولتی حالتprovince (اسم)ایالت، استان، ولایتshire (اسم)ایالت، ناحیه، استانeparchy (اسم)شهرستان، استان...

واژه نامه بختیاریکا

( آستان ) آستُو؛ دَر آستُو
آستُو

کلمات مرتبط

  • آستان
  • استان ' کبک ' در مشرق کانادا
  • استان ماساچوست
  • استان گرایی
  • آستان بوسی
  • استان بوسی
  • استان دروازه ای
  • استان مازندران
  • استان گلستان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات