کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : استاش
تلفظ بین المللی :
/ˈaːstˈɑʃ/
تلفظ :
['a:st'AS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
استاش د سن پیر
شیپور استاش
لوله استاش
تاد استاشویک
سیمونا استاشووا
سحابی اِتاشاه تخته
طاهوئیه استاد
فرو استادن
مسجد استاد شاگرد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
استاش. [ اُ ] ( اِخ ) ( سن... ) وی سربازی در سپاه طرایانوس ( تراژان ) بود و در زمان ادریانوس بشهادت رسید. ذکران او 20 سپتامبر است.
فرهنگ فارسی
وی سربازی در سپاه طرایانوس بود
کلمات مرتبط
استاش د سن پیر
شیپور استاش
لوله استاش
تاد استاشویک
سیمونا استاشووا
سحابی اِتاشاه تخته
طاهوئیه استاد
فرو استادن
مسجد استاد شاگرد
نظرات