استادی . [ ] (اِخ ) موضعی در جنوب تایمنی در افغانستان .
استادی. [ اُ ] ( حامص ) آموزگاری. معلمی. || حذق. حذاقت. حاذقی. مهارت. ماهری. نیکدانی : اکنون استادی درین طاق زدنست که چگونه بهم برآورد. ( نزهت نامه علائی ).جمله برانداز به استادئی تا تو فرومانی و آزادئی.نظامی.موی تراشی که سرش میستردموی بمویش بغمی میسپردکای شده...
فرهنگ معین
( اُ ) (حامص . )۱ - مهارت . ۲ - زیرکی ، تدبیر.
فرهنگ فارسی
۱ - معلمی آموزگاری استاد بودن ۲ - بالاترین مقام آموزشی دانشگاه پایین تر از آن دانشیاری است . ۳ - حذاقت مهارت ماهری نیک دانی . ۴ - زیرکی حیله تدبیر چاره مکر . موضعی در افغانستان
دانشنامه عمومی
استادی می تواند به موارد زیر اشاره کند:استادی، دارا بودن درجه استادرضا استادی، محقق، مدرس، مؤلف، امام جمعهٔ قم ، نماینده دوره های سوم و چهارم مجلس خبرگان رهبریمینی استادی، ورزشگاه خانگی باشگاه فوتبال بارسلونا بیاستادی بات-ترلینگ، تگزاس، شهری در ایالت تگزاس از ایالات جنوبی ایالات متحده آمریکاwiki: استادی...