معانی کلمه : استادی
لغت نامه دهخدا
استادی . [ ] (اِخ ) موضعی در جنوب تایمنی در افغانستان .
فرهنگ معین
( اُ ) (حامص . )۱ - مهارت . ۲ - زیرکی ، تدبیر.
فرهنگ فارسی
۱ - معلمی آموزگاری استاد بودن ۲ - بالاترین مقام آموزشی دانشگاه پایین تر از آن دانشیاری است . ۳ - حذاقت مهارت ماهری نیک دانی . ۴ - زیرکی حیله تدبیر چاره مکر .
موضعی در افغانستان
موضعی در افغانستان
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
تردستی، چیرهدستی، زیرکی
تبحر، حذاقت، خبرگی، مهارت
آموزگاری، معلمی ≠ شاگردی، ناشیگری
۱. آموزگاری، معلمی
۲. تبحر، حذاقت، خبرگی، مهارت
۳. تردستی، چیرهدستی، زیرکی ≠ شاگردی، ناشیگری
