معانی کلمه : استادانه
لغت نامه دهخدا
استادانه. [ اُ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ،ق مرکب ) همچون استادان. بطریقه اساتید. ماهرانه.
فرهنگ عمید
با زبردستی و استادی، از روی استادی و مهارت، ماهرانه.
فرهنگ فارسی
همچون استادان شیو. استادان استاد وار ماهرانه با پختگی و حذاقت و استادی .
مترادف و متضاد
بامهارت، زیرکانه، ماهرانه، مدبرانه ≠ ناشیانه
