معانی کلمه : اسباط
لغت نامه دهخدا
اسباط. [ اَ ] (اِخ ) ابن نصر، مکنی به ابی یوسف . محدث است .
اسباط. [اَ ] (اِخ ) ابن واصل الشیبانی . جاحظ در البیان و التبیین (چ سندوبی ج 1 ص 38) بیتی ازو نقل کرده است .
فرهنگ عمید
سبط#NAME?
= سبط
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ سبط ، پسران پسر و پسران دختر.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
فرزندزادگان، نوادگان، نبیرگان، پسران پسر، پسران دختر، جمع سبط
( اسم ) جمع سبط پسران پسر و پسران دختر فرزندان فرزند نوگان نبیرگان نوادگان نبسگان .
ابن نصر مکنی به ابو یوسف .
( اسم ) جمع سبط پسران پسر و پسران دختر فرزندان فرزند نوگان نبیرگان نوادگان نبسگان .
ابن نصر مکنی به ابو یوسف .
مترادف و متضاد
احفاد، اولاد، فرزندان، نبیرگان، نوادگان
