کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اسب ساران
تلفظ بین المللی :
/ˈaːsb sˈɑrɑn/
تلفظ :
['a:sb s'ARAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اسپ ساران
یواس اس ساراناک
اس اس بریتیش سارجنت
اس اس ساردنی
اچ ام اس ساراسن
ای ان اس سارایو
یواس اس سارا تامسون
یواس اس ساراتوگا
یواس اس ساراسوتا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اسب ساران. [ اَ ] ( اِ مرکب ) جانوران که سر اسب و تن آدمی دارند. رجوع به اسپ ساران شود.
فرهنگ فارسی
جانوران که سر اسب و تن آدمی دارند
کلمات مرتبط
اسپ ساران
یواس اس ساراناک
اس اس بریتیش سارجنت
اس اس ساردنی
اچ ام اس ساراسن
ای ان اس سارایو
یواس اس سارا تامسون
یواس اس ساراتوگا
یواس اس ساراسوتا
نظرات