Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اسب دوست

تلفظ بین المللی : /ˈaːsb dˈuːst/ تلفظ :‌ ['a:sb d'u:st]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اب دوست
  • سرو سینه و دست اسب
  • گیاه اب دوست
  • از هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است
  • مردی که آنجا نشسته، دوست من است ( با من دوست است).
  • آب دوست
  • این چیزی است که من دوست دارم
  • اب دوست واب گریز
  • خروس اب دوست
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اسب دوست. [ اَ ] ( ص مرکب ) اسب باز.

فرهنگ فارسی

اسب باز

کلمات مرتبط

  • اب دوست
  • سرو سینه و دست اسب
  • گیاه اب دوست
  • از هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است
  • مردی که آنجا نشسته، دوست من است ( با من دوست است).
  • آب دوست
  • این چیزی است که من دوست دارم
  • اب دوست واب گریز
  • خروس اب دوست
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات