Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اساییدن

تلفظ بین المللی : /ˈaːsˈɑjidˌan/ تلفظ :‌ ['a:s'Ajid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • آساییدن
  • بر اساییدن
  • گیتی اراییدن
  • اراییدن
  • آراییدن
  • افساییدن
  • آماییدن
  • اماییدن
  • آسانیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( آسائیدن ) آسائیدن. [ دَ ] ( مص ) رجوع به آساییدن شود.
( آساییدن ) آساییدن. [ دَ ] ( مص ) آرام یافتن. بازایستادن از کار.

فرهنگ عمید

( آساییدن ) "

فرهنگ معین

( آساییدن ) (دَ ) (مص ل . ) آسودن .

فرهنگ فارسی

( آساییدن ) ( مصدر ) ( آسایید آساید خواهد آسایید بیاسا ( ی ) آساینده آساییده ) آسودن
آرام یافتن
آسودن: آسای یافتن، آرام گرفتن، آرمیدن، دست ازکارکشیدن وراحت کردن، بازایستادن ازحرکت

کلمات مرتبط

  • آساییدن
  • بر اساییدن
  • گیتی اراییدن
  • اراییدن
  • آراییدن
  • افساییدن
  • آماییدن
  • اماییدن
  • آسانیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات