کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اسایش-جو | کلماتور
معانی کلمه : اسایش جو
تلفظ بین المللی :
/ˈaːsˈɑjaʃ dʒˈav/
تلفظ :
['a:s'AjaS dZ'av]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
آسایش جو
آسایش جویی
اسایش جویی
آرامش جو
ارامش جو
آسایشجو
جونگاریان الاتایو
جویس اتریش
اسایش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( آسایش جو )
آسایش جو. [ ی ِ ] ( نف مرکب ) آسایش جوی. آنکه آسایش طلبد. آنکه فراغت و کاهلی دوست گیرد.
فرهنگ عمید
( آسایش جو )
۱. آسایش طلب، آسایش خواه، آن که آسایش می خواهد.
۲. آن که دربند تن آسایی است.
فرهنگ فارسی
( آسایش جو )
( اسم ) آنکه آسایش طلبد آنکه فراغت و کاهلی دوست دارد آسایش جو آسایش طلب .
کلمات مرتبط
آسایش جو
آسایش جویی
اسایش جویی
آرامش جو
ارامش جو
آسایشجو
جونگاریان الاتایو
جویس اتریش
اسایش
نظرات