کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ازکاء
تلفظ بین المللی :
/ˈaːzkˈɑ/
تلفظ :
['a:zk'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
شناور ازکارافتاده
موتور ازکارافتاده
اتکاء بخود
اتکاء بنفس
اتکاء بنفس خود
اتکاء ذاتی
اتکاء متقابل
بدون نقطه اتکاء
دارای عدم اتکاء بنفس
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
ازکاء. [ اِ ] ( ع مص ) پاکیزه گردانیدن. ( منتهی الارب ). || بالانیدن کشت. گوالانیدن زرع. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). افزایش کردن کشت و افزایش دادن. || گوالیدن. ( منتهی الارب ).
کلمات مرتبط
شناور ازکارافتاده
موتور ازکارافتاده
اتکاء بخود
اتکاء بنفس
اتکاء بنفس خود
اتکاء ذاتی
اتکاء متقابل
بدون نقطه اتکاء
دارای عدم اتکاء بنفس
نظرات