کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ازدواج-کردن | کلماتور
معنی کلمه : ازدواج کردن
تلفظ بین المللی :
/ezdˈevɑdʒ kˈardan/
تلفظ :
[ezd'evAdZ k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
چگونه می توان با یک میلیونر ازدواج کرد
پگی سو ازدواج کرد
خانم با یک هوانورد ازدواج کرد
کی ازدواج خواهی کرد
ازدحام کردن
ازدواج
ازدواج با افراد خارج از قبیله
ازدواج با زیردستان
ازدواج مجدد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
join
(فعل)
متحد کردن، پیوستن، متصل کردن، پیوند زدن، پا گذاشتن، ازدواج کردن، گراییدن، در مجاورت بودن
marry
(فعل)
عروسی کردن، شوهر دادن، ازدواج کردن
کلمات مرتبط
چگونه می توان با یک میلیونر ازدواج کرد
پگی سو ازدواج کرد
خانم با یک هوانورد ازدواج کرد
کی ازدواج خواهی کرد
ازدحام کردن
ازدواج
ازدواج با افراد خارج از قبیله
ازدواج با زیردستان
ازدواج مجدد
نظرات