کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ازدمال
تلفظ بین المللی :
/ˈaːzdamˈɑl/
تلفظ :
['a:zdam'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اندمال
ادمال
ازدال
ازدمام
ازدیال
ازمال
فروشگاه معاف ازمالیات
رمزگذاری احتمالاتی
رمزگذاری احتمالاتی با کلید عمومی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ازدمال. [ اِ دِ ] ( ع مص ) برداشتن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). برداشتن چیزی یا برداشتن چیزی یکبار.( منتهی الارب ). || جامه و پارچه پیچیدن.
فرهنگ فارسی
برداشتن جامه و پارچه پیچیدن
کلمات مرتبط
اندمال
ادمال
ازدال
ازدمام
ازدیال
ازمال
فروشگاه معاف ازمالیات
رمزگذاری احتمالاتی
رمزگذاری احتمالاتی با کلید عمومی
نظرات