Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ازداجه

تلفظ بین المللی : /ˈaːzdˈɑdʒeː/ تلفظ :‌ ['a:zd'AdZe:]
لغت نامه دهخدا
  • انداجه
  • ازواجه
  • ازواجهم
  • ازواجهن
  • روزهای خارج ازاجاره
  • سا اداه
  • سر ازاده
  • شرط خارجازاجاره
  • ازادانه انتقاد کردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

( ازداجة ) ازداجة. [ اَ ج َ ] ( اِخ ) بطنی از بطون برانس از برابره در مغرب اوسط ناحیه وهران و ایشان را وزداجة هم گویند، و آنها بسیاربودند و در فتنه ها و جنگ ها دست داشتند و آنگاه که ناصرمغرب را به یعلی بن محمد الیغرنی داد وی بازداجه رفت و ایشان را در جبل کیدرة محصور کرد و غالب شد و جمع ایشان بپراکند و این واقعه به سال 343 هَ. ق. بود، و او سپس به وهران شد و آنجا را نیز بعنف بستد و آتش زد و آن ناحیت...

کلمات مرتبط

  • انداجه
  • ازواجه
  • ازواجهم
  • ازواجهن
  • روزهای خارج ازاجاره
  • سا اداه
  • سر ازاده
  • شرط خارجازاجاره
  • ازادانه انتقاد کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات