کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ازحاف
تلفظ بین المللی :
/ˈaːzhˈɑf/
تلفظ :
['a:zh'Af]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
در قیمت اجحاف کردن
اتحاف
اجحاف
اثحاف
احافیر
ارحاف
ازحال
ازحام
ازحاک
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ازحاف. [ اِ ] ( ع مص ) بنهایت مطلوب خود رسیدن. ( منتهی الارب ). || مانده شدن چهارپای. ماندن در رفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). ازحاف بعیر؛ مانده شدن شتر. ( از منتهی الارب ). || صاحب شتر مانده سَپَل کشان شدن. ( منتهی الارب ). ازحاک. ( تاج المصادر بیهقی ). || اَزْحَف َ لنا بنوفلان ؛ زَحف [ لشکر رونده بسوی دشمن و جهاد ] گردیدند برای ما. ( منتهی الارب ). || مانده کردن. ( آنندراج )....
کلمات مرتبط
در قیمت اجحاف کردن
اتحاف
اجحاف
اثحاف
احافیر
ارحاف
ازحال
ازحام
ازحاک
نظرات