معانی کلمه : ازادوار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
( آزادوار ) (ص مر. ) ۱ - با خوی آزادان . ۲ - نوایی است در موسیقی قدیم .
فرهنگ فارسی
آزاده وار: آزادمانند، مانند آزادمردان
( آزاد وار ) ۱ - ( صفت ) با خوی آزادان دارای خصلت آزاد مردان . ۲ - نوایی است در موسیقی قدیم .
با خوی و خصلت آزادان نام لحن و نوایی از موسیقی
( آزاد وار ) ۱ - ( صفت ) با خوی آزادان دارای خصلت آزاد مردان . ۲ - نوایی است در موسیقی قدیم .
با خوی و خصلت آزادان نام لحن و نوایی از موسیقی
