معانی کلمه : ازاب
لغت نامه دهخدا
ازاب. [اِ ] ( اِخ ) آبی است بنی عنبر را. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
آبی است بنی عنبر را
گویش مازنی
۱بیماری صرع یا غش ۲اذیت و آزار
( آزاب ) /aazaab/ نام مرتعی در آمل
/ezaab/ بیماری صرع یا غش - اذیت و آزار
/ezaab/ بیماری صرع یا غش - اذیت و آزار
