کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : از یک سو
تلفظ بین المللی :
/az jakˈasuː/
تلفظ :
[az jak'asu:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
یک وقت از سوراخ تو می ره یک وقت از دروازه تو نمی ره
بازجویی از یک شهروند دور از سوءظن
یک سوال از ورزش
از یک صلب
از یک طرف
از یک نژاد ایجاد کردن
از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
از یک قماش
اثر یا تصنیف از یک شخصیت خیالی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
off
(حرف اضافه)
از روی، بسوی، از کنار، از محلی به خارج، از یک سو
کلمات مرتبط
یک وقت از سوراخ تو می ره یک وقت از دروازه تو نمی ره
بازجویی از یک شهروند دور از سوءظن
یک سوال از ورزش
از یک صلب
از یک طرف
از یک نژاد ایجاد کردن
از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
از یک قماش
اثر یا تصنیف از یک شخصیت خیالی
نظرات