معنی کلمه : از گرو در نیامده
مترادف و متضاد
irredenta (صفت)
انجام نشده، از گرو در نیامده
کلمات مرتبط
- از گرو در نیامدنی
- از گرو در اوردن
- قابل در اوردن از گرو
- جستن زالو در گلو هنگام خوردن اب از چشمه
- نفسش از جای گرم در می اید
- تابستان گرمترین فصل سال است ( در تابستان گرما بیش از فصل های دیگر است).
- قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست گروه های تروریستی از سوی دولت امریکا
- کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
- از گلو ادا کردن
