کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : از هر ده نفر یکی را کشتن
تلفظ بین المللی :
/az har dˈah nˈafar jˈeki rɑ kˈoʃtan/
تلفظ :
[az haR d'ah n'afaR j'eki RA k'oStan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از هر جا که
از هر جا گزیننده
از هر کدام به مقدار مساوی
از هر دستی که بدهی از همان دست پس می گیری
از هر طرف باد بیاید بادش می دهد
از هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است
از هر راهی ولی شل
از هر راهی که می توانی
اثر باقی از هر چیزی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
decimate
(فعل)
تلفات زیاد وارد کردن، از هر ده نفر یکی را کشتن
کلمات مرتبط
از هر جا که
از هر جا گزیننده
از هر کدام به مقدار مساوی
از هر دستی که بدهی از همان دست پس می گیری
از هر طرف باد بیاید بادش می دهد
از هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است
از هر راهی ولی شل
از هر راهی که می توانی
اثر باقی از هر چیزی
نظرات