معانی کلمه : از سر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(اَ سَ ) ۱ - (اِمر. ) از آغاز، از ابتدا، از اول . ۲ - (ق . ) از نو، مجدداً باز هم ، دوباره .
فرهنگ فارسی
از راه بطریق : از سر یاری . توضیح باین معنی دائم اضافه است . یا از سر دست . ۱ - در حال فورا . ۲ - کاری که چست و جلد کنند . ۳ - سخنی که بی تائ مل گویند . یا از سر ضرورت . از روی ناچاری . یا از سر غرور . از روی غرور . از روی غرور از راه تکبر . یا از سر نو .
گویش مازنی
دوباره – باردیگر
/az sar/ دوباره – باردیگر
