کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه از-زیر-کاری-در-رفتن | کلماتور
معنی کلمه : از زیر کاری در رفتن
تلفظ بین المللی :
/az zˈir kˈɑri dˈar rˈaftan/
تلفظ :
[az z'iR k'ARi d'aR R'aftan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از زیر کار شانه خالی کردن
از زیر
از زیر بریدن
از زیر خراب کردن
از زیر در رفتن
از زیر دراوردن
از زیر سلطه خارج کردن
از زیر مسئولیت فرار کردن
از زیر مشت زدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
shirk
(فعل)
طفره رفتن، عدول کردن، طفره زدن، شانه خالی کردن از، روی گرداندن از، از زیر کاری در رفتن
کلمات مرتبط
از زیر کار شانه خالی کردن
از زیر
از زیر بریدن
از زیر خراب کردن
از زیر در رفتن
از زیر دراوردن
از زیر سلطه خارج کردن
از زیر مسئولیت فرار کردن
از زیر مشت زدن
نظرات