معانی کلمه : از دست رفته
فرهنگ فارسی
( اسم صفت ) ۱ - از خود بیخود شده مدهوش . ۲ - گم شده نابودشده مرده . ۳ - عاشق شیفته . ۴ - ورشکست گردیده ( بازرگان ) .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
lost (صفت)
منحرف، مفقود، گم شده، از دست رفته، زیان دیده، شکست خورده گمراه
lorn (صفت)
متروک، نومید، گم شده، از دست رفته، نابود شده، بر باد رفته
