کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : از بیخ دراوردن
تلفظ بین المللی :
/az bˈix dˌarɑvˈardan/
تلفظ :
[az b'ix d,aRAv'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از بیخ
از بیخ کندن
از بیخ عرب بودن یا شدن
از بیخ بر کندن
ازادی بیش از حد دادن
اثار چیزی را از بین بردن
انجام کاری بیش از حد وظیفه
اطمینان بیش از حد
احساسات بیش از حد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
pug
(فعل)
کندن، میناکاری کردن، از بیخ دراوردن
کلمات مرتبط
از بیخ
از بیخ کندن
از بیخ عرب بودن یا شدن
از بیخ بر کندن
ازادی بیش از حد دادن
اثار چیزی را از بین بردن
انجام کاری بیش از حد وظیفه
اطمینان بیش از حد
احساسات بیش از حد
نظرات