از بر. [ اَ ب َ رِ ] (حرف اضافه ٔ مرکب ) (پهلوی : اَزْ، اَپَر) بر. از فراز. روی . بالای ِ. فوق : یکی آتشی برشده تابناک میان باد و آب از بر تیره خاک . فردوسی .دو چشم از برسر چو دو چشمه خون ز دود دهانش جهان تیره گون . فردوسی (در وصف اژدها).جهاندار کیخسرو آمد ز گاه نشست از بر تیره خاک سیاه . فردوسی .بفرمود پس تا منوچهرشاه نشست از بر تخت زر با کلاه .فردوسی ....
فرهنگ عمید
از حفظ، از حافظه. * ازبر داشتن: (مصدر متعدی ) چیزی را به یاد داشتن، مطلبی را در حافظه داشتن. * ازبر کردن: (مصدر متعدی ) حفظ کردن و به خاطر سپردن.
فرهنگ معین
(اَ. بَ رِ) (ق .) بالای ، برفرازِ.
(اَ. بَ) (اِ.) 1 - از حفظ ، از حافظه . 2 - به یاد سپرده شده .
(اَ. بَ رِ ) (ق . ) بالای ، برفرازِ. (اَ. بَ ) (اِ. ) ۱ - از حفظ ، از حافظه . ۲ - به یاد سپرده شده .
فرهنگ فارسی
۱ - بر فراز روی بای فوق : ( یکی آتشی بر شده تابناک میان باد و آب ازبر تیره خاک . ) ( فردوسی ) . توضیح این کلمه بدین معنی زم اضافه است . مرد درشت دوش و کتف
دانشنامه عمومی
ازبر، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فومن در استان گیلان ایران است. این روستا در دهستان گوراب پس قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۹۱ نفر (۱۷۵خانوار) بوده است.