Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : از

تلفظ بین المللی : /ˈaz/ تلفظ :‌ ['az]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • آز
  • اِز
  • از فارسی
  • از فاصله دور شنیدن
  • از فریب اگاهانیدن
  • از فشار هوا کاستن
  • از قالب در اوردن
  • از قانون مستثنی کردن
  • از قرار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

از. [ اَ ] (اِخ ) موضعی در کیاکلا (ساری ). (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 121).

از. [ اَ ] (اِ) آزاد. آزار. اَزدار. اَزّار. وازدار. نیل . سیخ . سُخ . سیاه دور. و چانچو (شانه چوب ) از این درخت کنند. و رجوع به ازادرخت شود.

از. [ اَزز ] (ع مص ) اَزاز. ازیز. جستن رگ . ...

فرهنگ عمید

( آز ) ۱. حرص و طمع، افزون خواهی از هر چیز: چو دانی که بر تو نماند جهان / چه رنجانی از آز جان و روان (فردوسی: ۴/۴ ).۲. آرزو و خواهش بسیار.۱. نشان دهندۀ ابتدای مکان: از دور به دیدار تو اندرنگرستم / مجروح شد آن چهرۀ پرحسن و ملالت (ابوشکور: شاعران بی دیوان: ۸۳ )، از تهران تا اصفهان.۲. نشان دهندۀ ابتدای زمان: من از آن روز که در بند توام آزادم / پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم (سعدی )، از صبح تا شام، ...

فرهنگ معین

دیده و دندان (اَ. دِ. وَ. دَ)(ق .) با کمال میل و رغبت .

( اِ ) (اِ.)(عا.) گریه ، زاری . معمولاً با ترکیب اِز و جِز می آید.

پای درآوردن ( ~. دَ. وَ دَ) (مص م .) 1 - شکست دادن ، از بین بردن . 2 - بی نهایت خسته کردن .

( اَ) [ په . ] (حراض .)1 - علامت مفعول غیر - صریح یا باواسطه . 2 - علامت ابتدا و آغاز. 3 - در، اندر. 4 - برای ، بهر، به سبب . 5 - نسبت به ، در مقایسه با. 6...

فرهنگ فارسی

( آز ) ( اسم ) ۱ - حرص طمع زیاده جویی افزون طلبی . ۲ - آرزو هوی . ۳ - غم حسرت . ۴ - نیاز حاجت .زیاد جستنحرص وطمع، آرزووخواهش بسیار، افزون خواهی هرچیزی۱ - عمت مفعول غیر صریح یا با واسطه : ( میانش به خنجر کنم بر دو نیم نباشد مرا از کسی ترس و بیم . ) (فردوسی ) ۲ - عمت ابتدا و آغاز زمانی و مکانی مقابل تا: ( از آغاز اسم تا دو قرن ایران زیر تسلط تازیان بود. ) ۳ - ب به : ( فرسته چو از پیش ایوان رسید زمین...

دانشنامه عمومی

آز. آز یا آزمندی به علاقه فراوان یا اشتیاق سیری ناپذیر، غیرضروری و بیش از حد برای به دست آوردن هرچه بیشتر مواردی چون ثروت، پایگاه اجتماعی، قدرت، مواد غذایی و مسائلی از این قبیل گفته می شود.تحقیرخودشیفتگیهفت گناه مرگبارمفهوم آز به عنوان یک مفهوم سکولار روانی مترادف با تمایلی مفرط است برای به دست آوردن و کسب فراتر از سطح نیاز. عمدتاً آزمند به کسانی گفته می شود که به دنبال به دست آوردن ثروت و مادیا...

گویش مازنی

روستایی در نور

( آز ) /aaz/ آرزو - خواسته
/oz/ روستایی در نور

مترادف و متضاد

avarice (اسم)از، طمع، حرص، خست، زیاده جوییgreed (اسم)از، طمع، حرصavidity (اسم)از، اشتیاق، طمع، حرص، پر خوری، ازمندیesurience (اسم)از، حرص، پر خوری، جوع، گرسنگی، ولعrapacity (اسم)از، درنده خویی، یغماگریin (حرف اضافه)از، روی، توی، با، نزدیک، بالای، بر حسب، به، بطرف، در توی، هنگام، در ظرف، اندر، نزدیک ساحلfrom (حرف اضافه)از، از روی، در نتیجه، بواسطه، از پیشof (حرف اضافه)از، درباره، بوسیله، از طرف، از...

واژه نامه بختیاریکا

زِ

کلمات مرتبط

  • آز
  • اِز
  • از فارسی
  • از فاصله دور شنیدن
  • از فریب اگاهانیدن
  • از فشار هوا کاستن
  • از قالب در اوردن
  • از قانون مستثنی کردن
  • از قرار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات