معانی کلمه : ارین
لغت نامه دهخدا
ارین . [ اَ ] (اِخ ) نام موضعی است . (منتهی الارب ).
ارین . [ اَرْ ری َ ] (اِخ ) رجوع به اریان (فلاویوس آریانوس ) شود.
ارین . [ اَ ] (ع مص ) شادی . شادان شدن . اَرن . اِران . (منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
( آرین ) فلا یوس مورخ یونانی قرن دوم م . مولف تاریخ اسکندر بزرگ بنام ( آنا باسس ) انشائ کننده [ مذاکرات ] و [ انموذج ] اپیکتتوس .
شاعر و غزلسرای یونانی
شاعر و غزلسرای یونانی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: آرین (پسر) (فارسی، انگلیسی) (تلفظ: āriyan) (فارسی: آرين) (انگلیسی: ariyan)
معنی: آریایی، آزاده، نجیب، آریا، مرد آریایی، آریایی نژاد، از نسل آریایی
اسم: ارین (دختر) (عربی) (تلفظ: arin) (فارسی: اَرین) (انگلیسی: arin)
معنی: شادی، شادان شدن، به وجد آمدن، وجد آمدن، به فتح الف
معنی: آریایی، آزاده، نجیب، آریا، مرد آریایی، آریایی نژاد، از نسل آریایی
اسم: ارین (دختر) (عربی) (تلفظ: arin) (فارسی: اَرین) (انگلیسی: arin)
معنی: شادی، شادان شدن، به وجد آمدن، وجد آمدن، به فتح الف
