معانی کلمه : اریسا
لغت نامه دهخدا
اریسا. [ ] ( معرب ، اِ ) ایرسا. رجوع به ایرسا شود.
فرهنگ فارسی
یکی از استانهای شمال شرقی هند بوسعت ۱۵۶/٠٠٠ کیلومتر مربع و جمعیت ۲۱۹۳۵٠٠٠ تن حاکم نشین آن بهو با نسوار پایتخت قدیم آن کوتاک به ۱۷ شهرستان تقسیم می شود صنایع عمده : منسوجات سیمان یخچال کاغذ شیشه قند آهن و فولاد . وسعت زمینهای کشت شده در سال ۱۹۵۱ م . بالغ بر ۱۴۹۵۸٠٠٠ جریب بود محصولات کشاورزی برنج پنبه و غیره است .
( اسم ) ۱ - زنبق سفید ایرس. ۲ - سوسن
( اسم ) ۱ - زنبق سفید ایرس. ۲ - سوسن
دانشنامه عمومی
آریسا. آریسا (انگلیسی: Arisa؛ زادهٔ ۲۰ اوت ۱۹۸۲) خواننده، بازیگر و موسیقی دان اهل ایتالیا است. وی از سال ۲۰۰۹ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده است.
wiki: آریسا
فرهنگ اسم ها
به معنی گل زنبق زیر شاخه ی گل سوسن
(تلفظ: arisā) (معرب یونانی) (= ایرسا) ، ← ایرسا.
