معانی کلمه : اروم
لغت نامه دهخدا
اروم . [ ] (اِخ ) موضعی بجنوب قاین .
اروم . [ اَ ] (ع اِ) بن درخت . || بُن ِ سُرون . (منتهی الارب ). بن شاخ .
اروم . [ اُ ] (ع اِ) ج ِ اِرَم و اَرِم و اَرومة و اُرومة. || اروم رأس ؛ طَرَفهای سر. || (اِخ ) قبور عاد.
فرهنگ فارسی
جمع ارم
موضعی بجنوب قاین
موضعی بجنوب قاین
دانشنامه عمومی
آروم. آروم ایتالیکوم (نام علمی: Arum italicum) نام یک گونه از سرده کارده است. این گیاه در کوه های یامان داغی خراسان مشاهده شده است.
wiki: آروم
گویش مازنی
( آروم ) /aaroom/ آرام
