معانی کلمه : ارو
لغت نامه دهخدا
ارو. [ ] (اِخ ) قصبه ای بمشرق بهبهان .
ارو. [ اِ رُ ] (اِخ ) پیر. مشاور قضائی فرانسه ، متولد در آنژر (1536 - 1601 م .).
فرهنگ فارسی
( آرو ) نام موضعی از توابع طهران دارای معدن ذغال سنگ
قصبه به مشرق بهبهان
قصبه به مشرق بهبهان
دانشنامه عمومی
پارو
نقل قول
ارو (مجموعه تلویزیونی). ارو یک سریال تلویزیونی بر اساس شخصیت تخیلی گرین ارو است که با پوشیدن لباس و نقابی سبز به مبارزه با جرم و جنایت می پردازد
•
•
wikiquote: ارو_(مجموعه_تلویزیونی)
گویش مازنی
پارو
/شقع/ پارو
فرهنگ اسم ها
اسم: آرو (پسر) (کردی) (تلفظ: aro) (فارسی: آرو) (انگلیسی: aro)
معنی: نام فرشته ای در آیین زرتشت
معنی: نام فرشته ای در آیین زرتشت
مترادف و متضاد
پارو
واژه نامه بختیاریکا
( آرو ) نقطه عطف چشمی در دوردست ( بر بلندا ) ؛ قسمتی از کوه مطابق زاویه دید شخص که جاندار هنگام سر بر آوردن ( یا چیزهای موجود ) بخوبی ( از فاصله دور ) مشخص است.
( آرو ) نمای دور؛ نمای مبهم
( آرو ) نمای دور؛ نمای مبهم
